محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6249
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از سبب درگذشت مؤيد ، ابراهيم بن جعفر گويند : يكى از زنان ترك به نزد محمد بن راشد مغربى رفت و به دو خبر داد كه تركان مىخواهند ابراهيم مؤيد را از بداشتگاه درآرند . محمد برنشست و سوى معتز رفت و اين را با وى بگفت كه موسى بن بغا را پيش خواند و از او پرسش كرد . موسى انكار كرد و گفت : « اى امير مؤمنان آهنگ آن داشتند كه ابو احمد بن متوكل را درآرند ، از آن رو كه در پيكارى كه بود با وى انس گرفته بودند ، اما مؤيد را نه . » و چون روز پنجشنبه شد ، هشت روز رفته از رجب ، معتز ، قاضيان و فقيهان و شاهدان و سران را دعوت كرد و مردهء ابراهيم مؤيد را كه اثرى يا زخمى بر آن نبود ، به نزد آنها آورد . سپس او را بر خرى به نزد مادرش ، اسحاق بردند - كه مادر احمد نيز بود - و كفن و حنوط نيز با وى فرستاد و دستور داد كه به گورش كنند و ابو احمد را به اطاقى كه مؤيد در آن بوده بود انتقال داد . گويند : مؤيد را در لحاف سمورى پيچيدند آنگاه دو طرف آن را گرفتند تا جان داد . بقولى وى را بر تخته برفى نشانيدند و تخته هاى برف اطراف وى چيدند كه از سرما بمرد . در شوال همين سال احمد بن محمد ، مستعين ، كشته شد . سخن از خبر كشته شدن مستعين ، احمد بن محمد گويند : وقتى معتز ، مصمم شد مستعين را بكشد ، نامهء وى در بارهء ادبار